تبليغاتX
شایسته ترین دختر سرزمین
 
شایسته ترین دختر سرزمین
خط خطی های ماندگار

 

درست روز اول عید می ریم مسافرت طرفای شیراز و اصفهان ..... تا درودی دیگر بدرود



چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 :: 7:30 ::  نويسنده : شاهزاده خانم

 

اولین بوسه...

در زمان های بسیار قدیم زن و مردی پینه دوز یک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مرد دستهایش به کار بود، تکه نخی را با دندان کند، به زنش گفت بیا این را از لب من بردار و بینداز.زن هم دست هایش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لب های مرد بردارد، دید دستش بند است، گفت: چکار کنم؟ ناچار با لب برداشت. ولی شیرین بود. ادامه دادند...



سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 :: 10:49 ::  نويسنده : شاهزاده خانم

 

آهنگي در سكوت

بپيچ اي تازيانه ! خرد كن ، بشكن ستون استخوانم را
 به تاريكي تبه كن ، سايه ي ظلمت
بسوزان ميله هاي آتش بيداد اين دوران پر محنت
 فروغ شب فروز ديدگانم را
 لگدمال ستم كن ، خوار كن ، نابود كن
 در تيره چال مرگ دهشتزا
اميد ناله سوز نغمه خوانم را
 به تير آشياسوز اجانب تار كن ، پاشيده كن از هم
پريشان كن ، بسوزان ، در به در كن آشيانم را
بخون آغشته كن ، سرگشته كن در بيكران اين شب تاريك وحشتزا
 ستمكش روح آسيمه ، سر افسرده جانم را
 به درياي فلاكت غرق كن ، آوازه كن ، ديوانه ي وحشي
 ز ساحل دور و سرگردان و تنها
 كشتي امواج كوب آرزوي بيكرانم را با وجود اين همه زجر و شقاوتهاي بنيان كن
 كه مي سوزاند اينسان استخوان هاي من و هم ميهنانم را
 طنين افكن سرود فتح بيچون و چراي كاررا
سر مي دهم پيگير و بي پروا ! و در فرداي انساي
 بر اوج قدرت انسان زحمتكش
 به دست پينه بسته ، ميفزارم پرچم پرافتخار آرمانم را

«کارو»

 



یکشنبه پنجم اسفند 1386 :: 20:45 ::  نويسنده : شاهزاده خانم
درباره وبلاگ

خدايا! به جامعه ام بياموز که تنها راه بسوي تو ، از زمين ميگذرد ، اما به من بيراهه اي ميان بر نشان بده .
خدايا! انديشه و احساس مرا در سطحي پائين ميار که زرنگيهاي حقير و پستيهاي نکبت بار و پليد "شبه آدمهاي اندک" را متوجه شوم ، چه دوست تر ميدارم : بزرگواري گول خور" باشم تا همچون اينان "کوچکواري گول زن" .