|
شایسته ترین دختر سرزمین
خط خطی های ماندگار
امروز تو خیابونمون که داشتم به طرف خونه می اومدم دو تا دختر گفتن : ببخشید خانم خونه اعظم خانوم کجاست!!!!!!! من (با تعجب) : اعظم دیگه کیه؟؟؟؟! دخترا : همون که فال میگیره قبلا دیده بودم از یکی از خونه های همسایمون آدمای زیادی بیرون میان مامانم گفته بود خونه یه زنست که فال میگیره بهشون خونرو نشون دادم میخواستم بگم نترسید بالاخره شوهر میکنید...جلو زبونمو گرفتم رامو کشیدم اومدم خونه پیش خودم فکر کردم اینا واقعا به این چیزا اعتقاد دارن!!!
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 :: 23:32 :: نويسنده : شاهزاده خانم
واقعاً آدم موقعی سختی و مشکلات دوست و دشمن خودشو راحت پیدا می کنه!!! سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 :: 18:0 :: نويسنده : شاهزاده خانم
پسر کوچک از مادرش پرسيد: چرا گريه ميکني؟ مادرش گفت: چون من زن هستم. پسر بچه گفت: من نميفهمم. مادر گفت: تو هيچگاه نخواهي فهميد. بعدها پسر کوچک از پدرش پرسيد که چرا مادر بيدليل گريه ميکنند؟ پدرش تنها توانست به او بگويد: تمام زنان براي «هيچ چيز» گريه ميکنند. پسر کوچک بزرگ شد و به يک مرد تبديل شد ولي هنوز نميدانست که چرا زنها بيدليل گريه ميکنند. بالاخره سوالش را براي خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را ميداند. چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 :: 17:30 :: نويسنده : شاهزاده خانم
درباره وبلاگ ![]() خدايا! به جامعه ام بياموز که تنها راه بسوي تو ، از زمين ميگذرد ، اما به من بيراهه اي ميان بر نشان بده . خدايا! انديشه و احساس مرا در سطحي پائين ميار که زرنگيهاي حقير و پستيهاي نکبت بار و پليد "شبه آدمهاي اندک" را متوجه شوم ، چه دوست تر ميدارم : بزرگواري گول خور" باشم تا همچون اينان "کوچکواري گول زن" . پیوندهای روزانه پيوندها |
||